محمد سعيد جانب اللهى

66

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

شب شش گوسفند روى چشم مىگذاشتند ، و روز بعد با قند جوش‌هاى پلك را مىتراشيدند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در سنگسر ريشهء زرشك را مىجوشانند ، مايع زردرنگى به نام زرد سرب به دست مىآيد ، آن را براى معالجهء تراخم و جوش‌هاى آن پشت چشم مىمالند ( اعظمى : 56 ) . در اصفهان چشم را مىكوبيدند ، به نرمى سرمه كه مىشد ، در چشم مىريختند ، مرض را مىسوزاند ، ضمادى از ترياك و چشم و لعاب ختمى تهيه كرده شقيقه را ضماد مىكردند ، يهودىها با قند گوشت زيادى را مىتراشيدند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . گل‌مژه در ميبد روغن به چشم مىزدند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در خاش پودر تخمه مردانك « 1 » در چشم مىريزند ( جانب اللهى ، 251 : 1381 ) . در اصفهان پنبه را در آب خطمى و گل پنيرك مىخيسانند و داغ آن به موضع مرض مىبستند ، سر وا مىكرد ، با روغن بنفشه و گل سرخ نيز چرب مىكردند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ؛ نيز - انتقال‌درمانى ؛ فلزدرمانى ) . در ساوجبلاغ از گياه كاردى كه همان بالهنگ است براى درمان گل‌مژه استفاده مىشد ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 30 ) . نزم « 2 » ( قرمز شدن مويرگ‌هاى چشم ) در همدان خون سياوشان و قند عربى تجويز مىشود ( اذكايى : 355 ) . لكهء چشم ( تورك ) : ابن سينا براى درمان لكهء سفيد چشم داروى قبطى مصرى كه از داروهاى مشهور چشم است و شياف هندى كه هوايى نام دارد و شياف زرد را بسيار خوب مىداند ( ابن سينا : 5 / 470 ) . يا اينكه ابر مرده يا پشمى را به روغن گل و آب‌پز عدس آلوده كند و بر چشم گذارند . يا شير زنان را به گرمى در ديده مىچكانند . اگر اين‌ها مفيد نبودند شنبليلهء آب‌پز و شياف سپيد خوب است ( همو : 3 / 210 ) . به عقيدهء جرجانى اگر به سبب زخم آماسى آمده يا بيايد نخست رگ قيفال ( رگى است در بازو ) زنند و بعد در چشم شير زنان چكانند . اگر آماس بزرگ باشد و چشم سخت سرخ باشد سپيدهء تخم‌مرغ اندرو چكانند . آنچه خنك‌تر باشد و ضمادهاى رادع برنهند . و اگر بدين

--> ( 1 ) . mord nak ( 2 ) . nezm